آقا على مدرس زنوزى طهرانى (مدرس) (حكيم مؤسس)
88
مجموعه مصنفات حكيم مؤسس آقا على مدرس طهرانى (فارسى)
افاضه شود زيرا كه جنس بعينه ماده بود و فصل بعينه صورت و اختلاف به مجرد اعتبار ، و به اعتبار متحدين مباين ، و متباينين متحد نگردند مگر آنكه اعتبار از واقع حاكى بود و در اين حكايت دو صورت مندرج باشد : اول آنكه محكى عنه اعتبار به شرط لا از محكى عنه اعتبار لا به شرط بوجود مفارق بود و از او مباين ، چنان كه ماده انسان در سلوك سبيل انسانيت در حال تحصل به فعليات سافله و فقدان فعليات عاليه از فصول محصله اجناس سافله و صور عاليه مستكمله مواد ناقصه باعتبار به شرط لا بود و بوجود مباين و آبى بود از آنكه به آن صور و فصول متحد شود چنان كه اعاظم فلاسفه گويند : « كل فعلية فهى من التحصل بفعلية اخرى آبية » و چون چنين باشد ممكن نبود كه اعتبار لا به شرط را محكى عنه بود چنان كه نفس خياليه كه انسان جزوى و صغير راست بما هو حيوان بود از بدن جدا شود و به بعضى از نفوس كبير خياليه كه انسان كلى و كبير را بما هو نفس بود متصل گردد چه در اين صورت به نسبت با بدن به شرط لا بود و از او مباين و ممكن نباشد كه دراين حالت اعتبار لا به شرط را محكىعنه باشد . دوم آنكه محكى عنه لا به شرط از محكىعنه به شرط لا مفارق نبود بلكه به نحوى از وجود با او متحد باشد و به نحوى از او مباين ، چون نفس حيوانيه و ناطقه انسان راست زيرا كه چون اعتبار درجهء ناطقيت كنى و درجه حيوانيت يكى را مقام عقل بود و بر او ادراك مجردات محضه بنحو كليت مترتب شود و يكى را مقام نفس بود و بر او ادراك اشباح ممتده مثاليه بطور جزئيت مترتب گردد و يكى به فعل مجرد بود چه فعل عقل نفس را باشد و نفس بمراتبها مجرد و يكى به فعل مادى بود چه فعل نفس طبع بود و طبع بمراتب مادى و يا در افق ماديات واقع ، چون قواى طبيعيه كه نبات راست ، پس اين دو درجه را وجود مختلف بود از آنجا كه آثار مختلف بوده چنان كه در السنهء فلاسفه مذكور است كه : « اختلاف الآثار يدل على اختلاف المؤثرات » و مبدئيت آثار چنان كه ياد كرديم و كنيم بذات وجود را بود و بعرض ماهيت را ، پس دراين اعتبار درجه حيوانيت از درجه ناطقيت به شرط لا بود و از او مباين ، چه نفس ناطقه بر نفس حيوانيه محمول نشود و چون اعتبار درجتين از اين نظرها خالى بود بلكه حقيقت حساسيت و ناطقيت مأخوذ شود به آن جهت كه بوجود جملى نوع انسان موجود باشد حساس به نسبت به ناطق لا به شرط بود و ناطق به نسبت به حساس ، و